جواتی ، بی موقع از قفس پریدی ولی پریدنت مبارک
جواتی ، آخرشم نفهمیدی امروز چندمه ، با تاریخ پرسیدن سرکارم نمی گذاشتی ولی بیکاریت مبارک
جواتی ، جون سید اونجا خجالت رو بزار کنار چنان گازی از ماهروخ بگیر که جاش دوباره زخم بشه و جیغ جیغ کنه و واسه خوب شدنش دوباره جاش رو ببوس
جواتی ، ماهروخ مبارک
جواتی ، حساب ابروی صاحب خونه رو نکن ، هروقت عشقت کشید ، مثل یه مرد از بالکن بشاش به ملت
جواتی ، صاحب خونت مبارک
جواتی ، خیلی دوست داشتم صندلی سبزه رو می شد برات پست کرد ولی اگه اونجا یکیش رو پیدا کردی ، باهاش حالی رو که به من دادی به بچه خوشگل محلتون بده
جواتی ، بچه خوشگلت مبارک
جواتی ، الان آزادی که هر موقع دوست داشتی شب بپیچی تو جای بچه ها و کلی بمالونی شون
جواتی ، آزادیت مبارک
جواتی ، اینجا که پسر بودی ، اونجا لااقل مرد باش
جواتی ، لذت مبارک
جواتی ، هرزگی رو به زمین و پاکی رو برای هم خوابه هات جا گذاشتی
جواتی ، تو پاک ترین هرزه زمین بودی
جواتی ، نبودنت مبارک
جواتی : مرگ در ساعت 12 ظهر 27 تیر 1389 (23 ساعت قبل از بازی در تئاتر خیابانی مردم با مردم در پارک لاله )
ماهرخ : مرگ در ساعت 11 شب 4 فروردین 1389 ( 1 ساعت بعد از اجرای تئاتر خیابانی مردم با مردم در پارک لاله )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر